تنها ترین بهانه زنده موندنم با تو بودن است
سلام دوستان عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید لطفا قبل از خارج شدن از وب نظرتون رو در باره ی وب برای من ثبت کنید و ممنون میشم اگه از ارسال نظر تبلیغاتی خوداری کنید
نگه دگر بسوي من چه مي کني؟چو در بر رقيب من نشسته ايبه حيرتم که بعد از آن فريب هاتو هم پي فريب من نشسته ايبه چشم خويشتن ديدم آنشب اي خداکه جام خود به جام ديگري زديچو فال حافظ آن شب ميانه بازشدتو فال خود به نام ديگري زديبرو .... برو ....به سوي او،مرا چه غمتو آفتابي .... او زمين .... من آسمانبه او بتاب ز آنکه من نشسته امبه ناز روي شانه ستارگانبه او بتاب ز آنکه گريه ميکنددر اين ميانه قلب من به حال اوکمال عشق باشد اين گذشته هادل تو مال من،تن تو مال اوتو که مرا به پرده ها کشيده ايچگونه ره نبرده اي به راز من؟گذشتم از تن و زانکه در جهانتني نبود مقصد نياز مناگر بسويت اين چنين دويده امبه عشق عاشقم نه بر وصال توبه ظلمت شبان بي فروغ منخيال عشق خون شد از خيال توکنون که در کنار او نشسته ايتو و شراب و دولت و وصال او!گذشته رفت و آن فسانه کهنه شدتن تو ماند و عشق بي زوال او
نظرات شما عزیزان:
سلام وبت زیباست و مطالب جالبی داره، دوست داشتی به من هم سر بزن
موضوعات آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |